در سل مینور، با میزاننمای ۶/۸ و تمپوی Allegro.
اما نکتهی جالب اینجاست: «Curranda» فقط یک اسم برای قطعه نیست.
Corranda نام نوعی ترانه و رقص سنتی کاتالان است؛ رقصی کوتاه و پرتحرک که در سنت موسیقی کاتالونیا سابقه داشته است. خود واژه نیز با «courante» فرانسوی مرتبط دانسته میشود.
آلبنیز برای بازآفرینی چنین فضای رقصی، از چند ویژگی مهم استفاده میکند:
• میزان ۶/۸، که حرکت را به شکل دو ضرب بزرگ تقسیم میکند و حس پیشروی مداوم ایجاد میکند.
• تکرار و تأکیدهای ریتمیک که باعث میشوند موسیقی حتی بدون شنیدن سازهای کوبهای، حس رقص داشته باشد.
• تضاد میان حالت مینور و انرژی ریتمیک قطعه. یعنی موسیقی لزوماً شاد نیست، اما حرکت دارد.
این نکته برای هنرجوی پیانو بسیار مهم است:
وقتی قطعه بر اساس یک رقص یا الگوی حرکتی نوشته شده، فقط «درست زدن نتها» کافی نیست. باید بفهمیم موسیقی قرار است چگونه حرکت کند.
در چنین قطعهای اگر همهی نتها را با شدت یکسان، بدون توجه به ضربهای اصلی و جملهبندی اجرا کنیم، ممکن است نتها درست باشند اما شخصیت موسیقی از بین برود.
جالبتر اینکه «Cataluña» بخشی از تاریخی پیچیدهتر است. آلبنیز در دههی ۱۸۸۰ مجموعهای از قطعات با نام مناطق مختلف را شکل داد. چهار قطعهی اولیه شامل Granada، Cataluña، Sevilla و Cuba بودند و نسخهی هشتقطعهای که امروز با عنوان Op. 47 میشناسیم، بعدها با اضافهشدن قطعات دیگری شکل گرفت.
خود «Cataluña» نیز به مادر آلبنیز تقدیم شده بود.
به نظرم همین جزئیات نشان میدهد که برای شناخت یک قطعهی پیانو، گاهی باید کمی از پشت نتها بیرون بیاییم و ببینیم موسیقی از چه فرهنگ، رقص و فضای اجتماعیای آمده است.
* هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.