چرا آلبنیز برای «کاتالونیا» ریتم ۶/۸ را انتخاب کرد؟

40 بازدید زمان مطالعه: 9 دقیقه مدت ویدئو: 00:00:00
چکیده مقاله

وقتی نام آیزاک آلبنیز را می‌شنویم، معمولاً موسیقی اسپانیایی، ریتم‌های رقص، رنگ‌آمیزی شبیه گیتار و فضای پرتحرک موسیقی او به ذهن می‌رسد. اما در آثار او، «اسپانیایی بودن» همیشه به یک شکل ظاهر نمی‌شود. گاهی یک منطقه، یک رقص یا حتی یک سنت موسیقایی، نقطه‌ی شروع یک قطعه قرار می‌گیرد. یکی از نمونه‌های جالب آن Cataluña (Curranda)، موومان دوم از Suite Española No. 1, Op. 47 است؛ قطعه‌ای برای پیانو که هم به زادگاه آلبنیز ارتباط دارد و هم از یک سنت رقص کاتالان الهام گرفته است.

Cataluña (Curranda) چیست؟

عنوان کامل قطعه عبارت است از: Cataluña (Curranda) Cataluña همان کاتالونیا است و Curranda یا Corranda نامی است که به یک سنت موسیقایی و رقصی در کاتالونیا ارتباط دارد. در منابع زبان کاتالان، corranda به عنوان یک ترانه‌ی کوتاه و گاهی نوعی رقص توصیف شده است. این رقص حالتی نسبتاً سریع و پرتحرک داشته و در برخی مناطق کاتالونیا به عنوان بخشی از سنت رقص‌های محلی اجرا می‌شده است. حتی ریشه‌ی واژه نیز جالب است: «corranda» با واژه‌ی فرانسوی courante، نام یک رقص قدیمی اروپایی، مرتبط دانسته می‌شود. بنابراین آلبنیز در اینجا صرفاً نام «کاتالونیا» را روی یک قطعه نگذاشته است؛ عنوان دوم اثر، یعنی Curranda، به شنونده می‌گوید که باید با نوعی موسیقی مبتنی بر حرکت و رقص روبه‌رو باشیم.

ویژگی‌های موسیقایی Cataluña

این قطعه با علامت Allegro آغاز می‌شود و در سل مینور و میزان ۶/۸ نوشته شده است. همین سه مشخصه برای درک شخصیت اثر بسیار مهم‌اند. ۱. میزان ۶/۸ میزان ۶/۸ معمولاً از دو گروه سه‌تایی تشکیل می‌شود: ۱-۲-۳ | ۴-۵-۶ بنابراین در حالی که نت‌ها به صورت شش واحد کوچک‌تر دیده می‌شوند، گوش اغلب دو ضرب اصلی را در هر میزان احساس می‌کند. این ویژگی برای موسیقی رقص بسیار کاربردی است، چون به موسیقی نوعی حرکت رفت‌وبرگشتی می‌دهد. در اجرای «Cataluña» نیز نوازنده نباید صرفاً به شش نت موجود در میزان نگاه کند؛ باید جریان دو ضرب اصلی را احساس کند. اگر همه‌ی نت‌ها با وزن یکسان نواخته شوند، موسیقی ممکن است خشک و مکانیکی به نظر برسد. اما وقتی نوازنده ساختار ریتمیک را احساس کند، حرکت رقص‌گونه‌ی قطعه بهتر آشکار می‌شود.

۲. تناقض جالب میان «سل مینور» و انرژی ریتمیک

یکی از نکات جذاب قطعه، قرار گرفتن فضای مینور در کنار ریتمی پرتحرک است. ممکن است تصور کنیم موسیقی رقص الزاماً باید در ماژور و کاملاً شاد باشد، اما این قطعه چنین فرمول ساده‌ای ندارد. آلبنیز از یک سو فضای G minor را انتخاب کرده و از سوی دیگر حرکت ریتمیک و تمپوی Allegro را حفظ کرده است. نتیجه، موسیقی‌ای است که هم انرژی دارد و هم رنگی جدی‌تر و گاه تیره‌تر. این نکته برای هنرجوی پیانو اهمیت زیادی دارد. گاهی یک هنرجو تصور می‌کند اگر قطعه سریع است، باید آن را «شاد» اجرا کند؛ در حالی که سرعت، انرژی و حالت عاطفی دقیقاً یک چیز نیستند. یک قطعه می‌تواند سریع باشد اما همچنان جدی، خشن، رازآلود یا حتی اندوهگین به نظر برسد.

چرا اجرای این قطعه برای هنرجوی پیانو ساده نیست؟

از نظر ظاهری، «Cataluña» قطعه‌ای بسیار طولانی نیست. اما کوتاه بودن یک اثر به معنی ساده بودن اجرای آن نیست. یکی از دشواری‌های اصلی این قطعه، حفظ حس حرکت است. نوازنده باید بتواند بدون اینکه ریتم را سنگین کند، ضرب‌های اصلی را به شنونده منتقل کند. از طرف دیگر، اجرای موسیقی رقص‌محور نیازمند کنترل دقیق جمله‌بندی و آرتیکولاسیون است. اگر نوازنده فقط روی «صحیح نواختن نت‌ها» تمرکز کند، نتیجه ممکن است از نظر فنی درست باشد اما از نظر موسیقایی قانع‌کننده نباشد. در واقع یکی از درس‌های مهم این قطعه این است: در موسیقی، ریتم فقط چیزی نیست که باید آن را بشماریم؛ چیزی است که باید آن را احساس کنیم.

آلبنیز چگونه حس یک ساز دیگر را روی پیانو ایجاد می‌کند؟

یکی از ویژگی‌های مهم موسیقی آلبنیز، علاقه‌ی او به ایجاد رنگ‌هایی است که یادآور سازها و سنت‌های موسیقی اسپانیا هستند. در بسیاری از آثار او، پیانو فقط به عنوان یک ساز کلاویه‌ای استفاده نمی‌شود؛ بلکه گاهی قرار است تداعی‌کننده‌ی گیتار، آواز، رقص یا گروه‌های موسیقی محلی باشد. این مسئله بعدها یکی از دلایلی شد که بسیاری از آثار آلبنیز در تنظیم‌های گیتار نیز مورد توجه قرار بگیرند. Suite Española امروزه علاوه بر اجرای پیانو، در قالب تنظیم‌های گیتار نیز بسیار شناخته شده است. برای یک نوازنده، این موضوع یک سؤال مهم ایجاد می‌کند: اگر موسیقی برای پیانو نوشته شده، آیا باید فقط صدای پیانو تولید کنیم؟ نه لزوماً. گاهی بهتر است هنگام تمرین از خودمان بپرسیم: «این موسیقی قرار است چه چیزی را تداعی کند؟» در مورد Cataluña، پاسخ تا حد زیادی به حرکت، رقص و سنت موسیقی کاتالان مربوط می‌شود

نکته‌ای تاریخی درباره Suite Española

یکی از جالب‌ترین نکات درباره‌ی این مجموعه این است که نسخه‌ای که امروز با عنوان Suite Española No. 1, Op. 47 می‌شناسیم، دقیقاً همان مجموعه‌ای نیست که آلبنیز در ابتدا تصور کرده بود. آلبنیز از دهه‌ی ۱۸۸۰ روی قطعاتی با عنوان مناطق مختلف کار کرد. در سال ۱۸۸۶ بخش مهمی از مجموعه شکل گرفته بود. چهار قطعه‌ی اولیه عبارت بودند از: Granada – Serenata Cataluña – Curranda Sevilla – Sevillanas Cuba – Capricho اما بعدها قطعات دیگری مانند Cádiz، Asturias، Aragón و Castilla نیز به مجموعه مرتبط شدند و نسخه‌ی کامل هشت‌موومانی که امروز شناخته می‌شود، در اوایل قرن بیستم منتشر شد. منابع موسیقی‌شناختی و LA Philharmonic نیز به همین تاریخچه‌ی شکل‌گیری تدریجی مجموعه اشاره می‌کنند. پس شماره‌ی Op. 47 نباید این تصور را ایجاد کند که هر هشت قطعه از ابتدا در یک زمان و به عنوان یک مجموعه‌ی واحد نوشته شده‌اند. این یکی از آن نکات تاریخی است که هنگام اجرای موسیقی کلاسیک، دانستن آن می‌تواند نگاه نوازنده به اثر را تغییر دهد.

یک نکته جالب درباره «Cuba»

شاید برای مخاطب امروزی عجیب باشد که در مجموعه‌ای با عنوان Suite Española، قطعه‌ای به نام Cuba وجود دارد. اما این موضوع در زمینه‌ی تاریخی قرن نوزدهم قابل درک است. در زمان شکل‌گیری این مجموعه، کوبا هنوز تحت حاکمیت اسپانیا بود و ارتباط تاریخی و فرهنگی میان اسپانیا و کوبا بسیار نزدیک‌تر از چیزی بود که امروز از عنوان «اسپانیایی» تصور می‌کنیم. به همین دلیل قرار گرفتن Cuba در کنار Granada، Cataluña، Sevilla و دیگر مناطق در طرح اولیه‌ی مجموعه برای مخاطب آن دوره عجیب نبود. LA Philharmonic نیز در توضیح این اثر به حضور کوبا در طرح اولیه‌ی مجموعه اشاره می‌کند. این موضوع نشان می‌دهد که وقتی آثار موسیقی قرن نوزدهم را بررسی می‌کنیم، نباید نام مکان‌ها را دقیقاً با معنای سیاسی و جغرافیایی امروزی تفسیر کنیم.

Cataluña و هویت کاتالان آلبنیز

یک نکته‌ی مهم دیگر این است که آلبنیز خود اهل کاتالونیا بود. بنابراین انتخاب «Cataluña» برای او صرفاً انتخاب یک منطقه‌ی جذاب از اسپانیا نبود. او با یکی از مناطق فرهنگی مهم زندگی خودش ارتباط داشت. حتی جالب‌تر اینکه این قطعه به مادر آلبنیز تقدیم شده است؛ در فهرست اطلاعات اثر در IMSLP نیز برای Cataluña عبارت «A mi querida madre» ثبت شده است. در نتیجه می‌توان به این قطعه فقط به عنوان یک «قطعه‌ی اسپانیایی» نگاه نکرد. این اثر را می‌توان نمونه‌ای از تلاش آلبنیز برای تبدیل عناصر منطقه‌ای و فرهنگی به زبان پیانویی دانست. البته نباید بیش از اندازه در این موضوع تفسیر شخصی کرد؛ ما نمی‌توانیم صرفاً از روی عنوان قطعه نتیجه بگیریم که آلبنیز قصد بیان یک موضع سیاسی یا هویتی مشخص داشته است. اما ارتباط میان عنوان اثر، کاتالونیا، سنت Corranda و زادگاه آهنگساز، یک زمینه‌ی فرهنگی مهم برای شنیدن و اجرای آن فراهم می‌کند.

برای اجرای Cataluña به چه چیزهایی توجه کنیم؟

اگر هنرجوی پیانو هستید و قصد دارید این قطعه را یاد بگیرید، بهتر است تمرین را فقط به حفظ نت‌ها محدود نکنید.

۱. اول نبض ۶/۸ را پیدا کنید

قبل از سرعت گرفتن، مشخص کنید دو ضرب اصلی هر میزان کجا هستند. اگر این نبض در بدن و گوش شما تثبیت نشده باشد، اجرای سریع می‌تواند خیلی زود ناپایدار شود.

۲. ریتم را مکانیکی نکنید

تمرین با مترونوم بسیار مفید است، اما هدف مترونوم این نیست که موسیقی را به مجموعه‌ای از ضرب‌های مساوی تبدیل کند. بعد از تثبیت سرعت، باید بتوانید حرکت موسیقی را بدون وابستگی دائمی به صدای مترونوم احساس کنید.

۳. به تفاوت «سرعت» و «شخصیت» توجه کنید

Allegro به معنای آن نیست که قطعه را صرفاً هرچه سریع‌تر اجرا کنیم. سرعت باید در خدمت شخصیت موسیقی باشد. اگر افزایش سرعت باعث شود آرتیکولاسیون، جمله‌بندی یا وضوح ریتم از بین برود، احتمالاً سرعت انتخاب‌شده مناسب اجرای شما نیست.

۴. موسیقی را مثل یک رقص بشنوید

این شاید مهم‌ترین تمرین ذهنی برای این قطعه باشد. هنگام نواختن، تصور کنید موسیقی فقط مجموعه‌ای از نت‌های پیانو نیست. یک حرکت در آن وجود دارد. اگر این حرکت را در ذهن بشنوید، بسیاری از تصمیم‌های اجرایی مانند تأکید، جمله‌بندی و شدت صدا طبیعی‌تر خواهند شد.

چرا شناخت تاریخچه‌ی قطعه برای نوازنده مهم است؟

ممکن است تصور کنیم اطلاعات تاریخی فقط برای پژوهشگر یا موسیقی‌شناس اهمیت دارد. اما در آموزش پیانو، شناخت زمینه‌ی یک اثر می‌تواند مستقیماً روی اجرا تأثیر بگذارد. وقتی می‌دانیم «Cataluña» با سنت Corranda ارتباط دارد، میزان ۶/۸ دیگر فقط یک عدد در ابتدای پارتیتور نیست. وقتی می‌دانیم اثر به کاتالونیا مربوط است، عنوان آن برایمان معنای بیشتری پیدا می‌کند. و وقتی می‌دانیم آلبنیز این قطعه را به مادرش تقدیم کرده، با اثری روبه‌رو هستیم که فقط یک تمرین تکنیکی برای پیانو نیست؛ بخشی از زندگی و جهان فرهنگی آهنگساز نیز پشت آن قرار دارد. البته این اطلاعات نباید جای تحلیل خود موسیقی را بگیرد. در نهایت، آنچه روی صحنه شنیده می‌شود باید از خود نت‌ها، ریتم، هارمونی، جمله‌بندی، آرتیکولاسیون و رنگ صوتی ساخته شود. اما دانستن زمینه‌ی اثر می‌تواند به نوازنده کمک کند بفهمد چرا این نت‌ها به این شکل کنار هم قرار گرفته‌اند.

جمع‌بندی

Cataluña (Curranda) از آیزاک آلبنیز، نمونه‌ی خوبی از پیوند میان موسیقی پیانو و فرهنگ منطقه‌ای است. قطعه در سل مینور، میزان ۶/۸ و تمپوی Allegro نوشته شده و عنوان Curranda به یک سنت رقص و ترانه‌ی کاتالان اشاره دارد. اما ارزش این اثر فقط در تاریخچه‌ی آن نیست. برای نوازنده، Cataluña فرصتی است برای یادگیری چند موضوع مهم: چگونه میزان ۶/۸ را به صورت موسیقایی احساس کنیم؛ چگونه ریتم را از حالت مکانیکی خارج کنیم؛ چگونه میان سرعت و شخصیت موسیقی تعادل برقرار کنیم؛ چگونه یک رقص یا سنت محلی را روی پیانو بازآفرینی کنیم؛ و چگونه قبل از اجرای یک قطعه، به زمینه‌ی فرهنگی و تاریخی آن توجه کنیم. شاید یکی از مهم‌ترین درس‌های این قطعه همین باشد: گاهی برای بهتر نواختن نت‌ها، باید اول بفهمیم این نت‌ها قرار است چه حرکتی را به وجود بیاورند.

دیدگاه‌ها و امتیازات

به این مقاله امتیاز دهید

0.0 از 0 نفر


دیدگاه خود ارسال کنید

برای ثبت دیدگاه وارد شوید

* هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.