آیا فرزند من برای شروع کلاس پیانو آماده است؟ آموزش پیانو | می آوا - miava
73 بازدید
زمان مطالعه: 11 دقیقه
مدت ویدئو: 00:10:11
چکیده مقاله
«فرزندم از چه سنی باید پیانو را شروع کند؟»
این یکی از پرتکرارترین سؤالهایی است که والدین هنگام تصمیمگیری برای آموزش موسیقی کودک با آن مواجه میشوند. بعضی والدین نگراناند که اگر فرزندشان آموزش را دیر شروع کند، فرصت پیشرفت را از دست بدهد. در مقابل، بعضی دیگر نگران شروع زودهنگام و ایجاد فشار یا دلزدگی کودک از موسیقی هستند.
اما آیا واقعاً میتوان یک سن مشخص را برای شروع آموزش پیانو تعیین کرد؟
پاسخ کوتاه این است: سن کودک مهم است، اما بهتنهایی تعیینکننده آمادگی او برای یادگیری پیانو نیست.
آمادگی کودک برای شروع آموزش موسیقی به مجموعهای از عوامل رشدی، حرکتی، شنیداری، شناختی و محیطی بستگی دارد. بنابراین به جای اینکه فقط بپرسیم «کودک چند ساله است؟»، بهتر است بپرسیم:
«آیا این کودک، در این مرحله از رشد، برای این نوع آموزش و با این شیوه آموزشی آماده است؟»
در این مقاله تلاش میکنیم با تکیه بر یافتههای پژوهشی و دیدگاههای مطرح در آموزش موسیقی، این موضوع را بررسی کنیم.
آیا آموزش زودهنگام موسیقی کودک را نابغه میکند؟
یکی از باورهای رایج درباره آموزش موسیقی به کودکان این است که هرچه آموزش زودتر آغاز شود، احتمال باهوشتر شدن کودک یا تبدیل شدن او به یک نوازنده برجسته بیشتر خواهد بود.
این تصور تا حدی تحت تأثیر چیزی قرار گرفت که بعدها با عنوان «اثر موتزارت» (Mozart Effect) مشهور شد.
پژوهش معروف Rauscher، Shaw و Ky در سال ۱۹۹۳ بررسی کرد که آیا گوش دادن به موسیقی موتزارت میتواند بهطور موقت عملکرد افراد را در برخی از وظایف مرتبط با استدلال فضایی بهبود دهد یا نه.
اما این پژوهش هرگز نشان نمیداد که گوش دادن به موتزارت باعث باهوشتر شدن دائمی افراد یا تبدیل کودکان به نابغه موسیقی میشود.
حتی فرانسس رائوشر، یکی از پژوهشگران اصلی این مطالعات، بعدها درباره برداشتهای اغراقآمیز از «اثر موتزارت» توضیح داد.
بنابراین باید میان دو موضوع تفاوت بگذاریم:
آشنایی زودهنگام کودک با موسیقی با آموزش رسمی، جدی و پرفشار یک ساز در سنین پایین یکسان نیست.
ممکن است تجربه موسیقی از سالهای بسیار ابتدایی زندگی برای کودک ارزشمند باشد، اما این الزاماً به معنای آن نیست که کودک باید از همان سن وارد آموزش رسمی و ساختاریافته پیانو شود.
آیا شروع خیلی زود میتواند نتیجه معکوس داشته باشد؟
یکی از نکات مهم در رشد کودک این است که تواناییهای شناختی و اجرایی او هنوز در حال شکلگیری هستند.
جان مدینا در کتاب Brain Rules for Baby با اشاره به رشد مغز کودک توضیح میدهد که بخشهایی از مغز، از جمله نواحی مرتبط با کنترل رفتار، تصمیمگیری، برنامهریزی و مهار واکنشهای فوری، در سالهای ابتدایی زندگی هنوز در حال رشد هستند.
در نتیجه نمیتوان از یک کودک خردسال انتظار داشت که همان میزان خودکنترلی، برنامهریزی و تحمل فشار را که از یک بزرگسال انتظار داریم، داشته باشد.
این موضوع در آموزش موسیقی اهمیت زیادی دارد.
اگر نوع آموزش، میزان تمرین یا انتظاری که از کودک داریم بسیار فراتر از آمادگی رشدی او باشد، تجربه یادگیری میتواند با فشار و استرس همراه شود.
بنابراین مسئله اصلی فقط «زود شروع کردن» نیست.
مسئله این است که:
چه چیزی را، با چه روشی، با چه میزان فشاری و متناسب با چه سطحی از آمادگی کودک آموزش میدهیم؟
آمادگی کودک برای پیانو فقط به انگشتهای او مربوط نیست
گاهی والدین در جلسه مشاوره میگویند:
«فرزندم خیلی دوست دارد پشت پیانو بنشیند و با کلاویهها بازی کند؛ پس حتماً برای یادگیری پیانو آماده است.»
علاقه کودک به ساز بدون شک نشانه مثبتی است، اما علاقه به پیانو بهتنهایی نمیتواند آمادگی کودک برای آموزش رسمی را مشخص کند.
برای درک بهتر این موضوع، میتوان به دیدگاههای ادوین گوردون در زمینه یادگیری موسیقی توجه کرد.
گوردون یکی از نظریهپردازان مهم آموزش موسیقی در قرن بیستم است و مفهوم مهم Audiation را مطرح کرد.
به زبان ساده، Audiation یعنی توانایی درک و پردازش موسیقی در ذهن؛ یعنی فرد بتواند روابط و الگوهای موسیقایی را در ذهن خود بشنود و معنا کند، نه اینکه صرفاً صدا را دریافت کند.
از دیدگاه گوردون، یادگیری موسیقی خیلی پیشتر از ورود کودک به کلاس رسمی آغاز میشود.
کودک پیش از آنکه نت بخواند یا ساز بزند، از طریق محیط اطراف خود با صدا، ریتم، ملودی و الگوهای موسیقایی مواجه میشود.
به همین دلیل، تجربه موسیقایی کودک پیش از شروع کلاس اهمیت زیادی دارد.
کودک قبل از یادگیری پیانو، موسیقی را تجربه میکند
فرض کنید کودکی از ماهها یا سالهای ابتدایی زندگی خود مرتباً آواز، شعر و موسیقی میشنود.
والدین برای او شعر میخوانند، با او دست میزنند، همراه موسیقی حرکت میکنند و به او فرصت میدهند صداها و ریتمهای مختلف را تجربه کند.
این تجربهها بخشی از فرایند رشد موسیقایی کودک هستند.
در چنین شرایطی، کودک پیش از ورود به کلاس پیانو، با یک محیط موسیقایی آشنا شده است.
این موضوع را میتوان با یادگیری زبان مقایسه کرد.
کودک پیش از آنکه خواندن و نوشتن را یاد بگیرد، مدتها زبان را میشنود. او ابتدا با صداها، واژهها، الگوها و ساختار زبان مواجه میشود و سپس آموزش رسمی خواندن و نوشتن آغاز میشود.
در موسیقی نیز تجربه شنیداری میتواند پیش از آموزش رسمی ساز اتفاق بیفتد.
بنابراین اگر کودک هنوز برای آموزش رسمی پیانو آماده نیست، این به معنی آن نیست که والدین باید آموزش موسیقی را کاملاً کنار بگذارند.
گاهی میتوان از تجربههای موسیقایی ساده، بازی، آواز، حرکت و شنیدن موسیقی شروع کرد.
از کجا بفهمیم کودک برای شروع پیانو آماده است؟
در آموزش پیانو به کودکان خردسال، سن تنها یکی از عوامل مورد توجه است.
عواملی مانند تواناییهای حرکتی، توجه، تجربه شنیداری، میزان استقلال، علاقه کودک و همچنین روش آموزشی و حمایت والدین نیز اهمیت دارند.
پژوهشی در دانشگاه جورجیا، روشهای مختلف آموزش پیانو به کودکان چهار و پنج ساله را بررسی کرده است. این پژوهش نشان میدهد که در آموزش کودکان خردسال، استفاده از فعالیتهایی مانند آواز، حرکت، خلاقیت و تمرینهای شنیداری در کنار نواختن پیانو میتواند اهمیت داشته باشد.
در نتیجه، هنگام تصمیمگیری برای شروع کلاس میتوان دستکم چند سؤال عملی را در نظر گرفت.
۱. آیا کودک از نظر حرکتی آمادگی نسبی دارد؟
برای مثال:
آیا میتواند حرکات ساده دست و انگشت را هماهنگ انجام دهد؟
آیا میتواند دستورهای حرکتی ساده را دنبال کند؟
آیا میتواند برای انجام یک فعالیت حرکتی مشخص تلاش کند؟
قرار نیست کودک خردسال مانند یک نوازنده بزرگسال کنترل حرکتی کاملی داشته باشد. مسئله این است که سطح توانایی او با نوع آموزش تناسب داشته باشد.
۲. آیا کودک میتواند برای مدتی متناسب با سن خود توجه کند؟
برای مثال:
آیا میتواند برای مدتی روی یک فعالیت مشخص بماند؟
آیا میتواند یک دستور ساده را دنبال کند؟
آیا میتواند از یک فعالیت به فعالیت دیگر منتقل شود؟
اگر کودک هنوز در این زمینهها آمادگی کافی ندارد، شاید شروع با فعالیتهای موسیقایی سادهتر از یک آموزش رسمی و فشرده پیانو مناسبتر باشد.
۳. آیا کودک واقعاً علاقهمند است؟
علاقه بهتنهایی معیار کافی نیست، اما اهمیت دارد.
اگر کودک خودش به سمت پیانو میرود، از صداها لذت میبرد و دوست دارد فعالیت موسیقایی داشته باشد، این میتواند نقطه شروع خوبی باشد.
اما علاقه کودک نباید با اجبار به تمرین طولانی یا دستیابی سریع به نتیجه همراه شود.
آیا کودک باید استعداد ذاتی داشته باشد؟
یکی دیگر از نگرانیهای والدین این است:
«ما در خانوادهمان کسی که موسیقی کار کرده باشد نداریم. آیا ممکن است فرزندمان استعداد موسیقی نداشته باشد؟»
اینجاست که دیدگاههای کارول دوک درباره ذهنیت رشد (Growth Mindset) میتواند به شکل جالبی با آموزش موسیقی مرتبط شود.
در نگاه دوک، اینکه کودک تواناییهای خود را ثابت و تغییرناپذیر بداند یا آنها را قابل رشد از طریق تلاش و یادگیری تصور کند، میتواند بر نحوه برخورد او با چالشها تأثیر بگذارد.
در پژوهش معروف Mueller و Dweck نیز کودکانی که بابت هوش خود تحسین شده بودند، در مواجهه با شکست الگوهای متفاوتی نسبت به کودکانی نشان دادند که بابت تلاششان مورد تحسین قرار گرفته بودند.
این یافتهها یک پیام مهم برای آموزش موسیقی دارند:
شاید بهتر باشد به جای اینکه دائماً به دنبال نشانههای «نبوغ» در کودک باشیم، محیطی فراهم کنیم که در آن کودک بتواند تلاش کند، اشتباه کند، یاد بگیرد و دوباره تلاش کند.
در یادگیری پیانو، اشتباه کردن بخشی طبیعی از مسیر است.
کودکی که تصور میکند «من بااستعدادم، پس نباید اشتباه کنم» ممکن است در مواجهه با دشواریها سریعتر ناامید شود.
در مقابل، کودکی که یاد گرفته تواناییهایش میتوانند با تمرین و یادگیری رشد کنند، ممکن است آمادگی بیشتری برای مواجهه با چالش داشته باشد.
نقش والدین در یادگیری پیانو چیست؟
والدین فقط کسانی نیستند که کودک را در کلاس ثبتنام میکنند و شهریه میپردازند.
حمایت والدین میتواند بخش مهمی از تجربه یادگیری کودک باشد.
این حمایت الزاماً به معنی نشستن دائمی کنار کودک و کنترل تمرینهای او نیست.
گاهی حمایت یعنی:
ایجاد زمان و فضای مناسب برای تمرین
تشویق کودک بدون مقایسه کردن او با دیگران
پذیرفتن اشتباه به عنوان بخشی از یادگیری
توجه به تجربه و علاقه کودک
ایجاد ارتباط مثبت با موسیقی
همکاری مناسب با معلم
در واقع هدف این نیست که کودک را مجبور کنیم هر طور شده نوازنده شود؛ هدف این است که رابطه او با موسیقی، رابطهای مثبت و پایدار باشد.
پس بهترین سن شروع پیانو چه سنی است؟
اگر بخواهیم تمام این نکات را کنار هم قرار دهیم، پاسخ این سؤال که:
«بهترین سن شروع پیانو چند سالگی است؟»
یک عدد ثابت نیست.
ممکن است دو کودک همسن، آمادگی کاملاً متفاوتی برای شروع آموزش رسمی پیانو داشته باشند.
یکی ممکن است بتواند برای مدتی مناسب توجه کند، دستورهای ساده را دنبال کند، از فعالیتهای موسیقایی لذت ببرد و از حمایت خانوادگی مناسبی برخوردار باشد.
کودک دیگر، حتی با همان سن، ممکن است هنوز بیشتر به تجربههای آزاد موسیقایی و بازی نیاز داشته باشد.
بنابراین بهتر است به جای جستوجوی یک سن جادویی، مجموعهای از عوامل را بررسی کنیم:
آمادگی رشدی + توانایی حرکتی + تجربه شنیداری + توجه + علاقه + روش آموزشی مناسب + حمایت والدین
ترکیب این عوامل است که میتواند درباره مناسب بودن زمان شروع آموزش رسمی اطلاعات بیشتری به ما بدهد.
اگر کودک هنوز آماده پیانو نیست، چه کار کنیم؟
«آماده نبودن برای کلاس رسمی پیانو» به معنی «آماده نبودن برای موسیقی» نیست.
والدین میتوانند پیش از شروع آموزش رسمی، فرصتهای ساده و لذتبخشی برای تجربه موسیقی فراهم کنند.
برای مثال:
🎵 با کودک آواز بخوانید.
👏 همراه شعر و موسیقی دست بزنید.
💃 با موسیقی حرکت کنید.
🎧 به موسیقیهای متنوع و مناسب گوش دهید.
🎹 اجازه دهید کودک با ساز و صداها به شکل آزادانه و بدون فشار آشنا شود.
این فعالیتها میتوانند به ایجاد یک محیط موسیقایی غنی کمک کنند؛ محیطی که کودک در آن موسیقی را نه به عنوان یک تکلیف، بلکه به عنوان بخشی از زندگی تجربه کند.
جمعبندی
برای شروع آموزش پیانو، نمیتوان تنها به شناسنامه کودک نگاه کرد.
سن مهم است، اما سن بهتنهایی آمادگی کودک را تعیین نمیکند.
در تصمیمگیری برای شروع کلاس بهتر است به این موارد توجه کنیم:
سن کودک بهتنهایی تعیینکننده آمادگی او نیست.
فشار برای انجام کاری که کودک از نظر رشدی برای آن آماده نیست، میتواند یادگیری را دشوارتر کند.
تجربه شنیداری و موسیقایی پیش از آموزش رسمی اهمیت دارد.
آمادگی حرکتی و توانایی توجه کودک باید در کنار روش آموزشی در نظر گرفته شود.
حمایت والدین بخش مهمی از مسیر یادگیری موسیقی است.
به جای جستوجوی «نبوغ»، بهتر است محیطی برای تلاش، یادگیری و اشتباه کردن ایجاد کنیم.
در نهایت، شاید سؤال مناسب این نباشد که:
«فرزند من چند ساله است و آیا وقت شروع پیانو رسیده؟»
بلکه بهتر است بپرسیم:
«فرزند من در این مرحله از رشد، به چه نوع تجربه موسیقایی نیاز دارد؟»
این تغییر کوچک در نوع سؤال، میتواند نگاه ما به آموزش موسیقی کودک را کاملاً تغییر دهد.
منابع
Medina, J. (2010). Brain Rules for Baby: How to Raise a Smart and Happy Child from Zero to Five. Pear Press.
Rauscher, F. H., Shaw, G. L., & Ky, K. N. (1993). Music and spatial task performance. Nature, 365, 611.
Rauscher, F. H. (1999). Prelude or requiem for the “Mozart effect”? Nature, 400, 827–828.
Gordon, E. E. (2012). Learning Sequences in Music: A Contemporary Music Learning Theory. GIA Publications.
Thomas-Lee, P. M. (2003). Piano Pedagogy for Four- and Five-Year-Olds: An Analysis of Selected Piano Methods for Teaching Preschool Children. Doctoral dissertation, University of Georgia.
Uszler, M., Gordon, S., & McBride Smith, S. (2000). The Well-Tempered Keyboard Teacher (2nd ed.). Schirmer Books.
Creech, A. (2010). Learning a musical instrument: The case for parental support. Music Education Research, 12(1), 13–32.
Dweck, C. S. (2006). Mindset: The New Psychology of Success. Random House.
Mueller, C. M., & Dweck, C. S. (1998). Praise for intelligence can undermine children’s motivation and performance. Journal of Personality and Social Psychology, 75(1), 33–52.
Diamond, A. (2013). Executive functions. Annual Review of Psychology, 64, 135–168.
* هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.