آموزش پیانو، چطور بفهمیم یک فاصله در پیانو بالارونده است یا پایینرونده؟ می آوا - miava
31 بازدید
زمان مطالعه: 10 دقیقه
مدت ویدئو: 00:06:52
چکیده مقاله
در مراحل ابتدایی یادگیری پیانو، یکی از مهارتهایی که شاید در ابتدا ساده به نظر برسد اما نقش مهمی در نتخوانی دارد، تشخیص فاصله بین دو نت است.
هنرجو باید بتواند فقط با نگاه کردن به نتها، و در مراحل بعد با شنیدن آنها، تشخیص دهد که دو نت چه فاصلهای با یکدیگر دارند.
اما در تمرینهای مربوط به فواصل ملودیک، معمولاً یک سؤال دیگر هم مطرح میشود:
آیا ملودی به سمت بالا حرکت میکند یا به سمت پایین؟
در تمرین این جلسه از کتاب آلفرد، قرار است فاصلههای دوم و سوم را بررسی کنیم و علاوه بر اندازه فاصله، جهت حرکت بین دو نت را نیز تشخیص دهیم.
این تمرین یکی از نمونههای خوب برای نشان دادن این موضوع است که آموزش نتخوانی در پیانو فقط حفظ کردن نام نتها نیست.
در فواصل ملودیک، دو نت پشت سر هم شنیده میشوند و ما باید بتوانیم دو چیز را تشخیص دهیم: اندازه فاصله و جهت حرکت.
مثلاً «دو به ر» یک فاصله دوم بالارونده است، در حالی که «ر به دو» یک فاصله دوم پایینرونده خواهد بود.
از طرف دیگر، اگر «فا به فا» داشته باشیم، نه حرکت بالارونده داریم و نه پایینرونده؛ چون هر دو صدا یکسان هستند و فاصله، اول یا همصداست.
تمرینی که در این مطلب بررسی شده، بر همین مهارتهای پایه تمرکز دارد و نمونهای از رویکرد Alfred's Basic Piano Course در آموزش نتخوانی از طریق تشخیص فاصلههاست.
ویژگی مهم این تمرین
این تمرین صرفاً برای یادگیری یک تعریف تئوری نیست. هنرجو باید بین چیزی که روی حامل میبیند، چیزی که روی پیانو اجرا میکند و صدایی که میشنود ارتباط ایجاد کند.
به همین دلیل بهتر است هنگام تمرین، فاصلهها فقط با چشم بررسی نشوند؛ بلکه با نواختن و گوش دادن نیز همراه باشند.
فاصله ملودیک چیست؟
وقتی دو نت به صورت پشت سر هم شنیده میشوند، اختلاف ارتفاع صوتی آنها را میتوان به عنوان یک فاصله ملودیک بررسی کرد.
برای مثال:
دو → ر
در اینجا ابتدا صدای «دو» و سپس صدای «ر» را میشنویم.
چون دو نت پشت سر هم اجرا شدهاند، با یک فاصله ملودیک روبهرو هستیم.
در مقابل، اگر دو نت همزمان نواخته شوند، دیگر با یک فاصله هارمونیک سروکار داریم.
در این تمرین، تمرکز ما روی فاصلههای ملودیک است؛ یعنی دو نت را یکی پس از دیگری میخوانیم و بررسی میکنیم چه فاصلهای میان آنها وجود دارد.
فاصله دوم و سوم را چطور تشخیص دهیم؟
برای یک هنرجوی مبتدی، سادهترین روش این است که از نت اول شروع کنیم و خود نتها را بشماریم.
مثلاً:
دو → ر
از «دو» شروع میکنیم:
دو = ۱
ر = ۲
پس این فاصله، دوم است.
یک مثال دیگر:
می → فا
می = ۱
فا = ۲
بنابراین اینجا هم یک فاصله دوم داریم.
حالا مثال زیر را ببینیم:
می → سل
می = ۱
فا = ۲
سل = ۳
پس فاصله، سوم است.
بنابراین برای تشخیص فاصله در این سطح، لازم نیست از ابتدا محاسبات پیچیدهای انجام دهیم. ابتدا باید بتوانیم نام نتها را درست تشخیص دهیم و سپس آنها را از نت اول بشماریم.
بالارونده و پایینرونده یعنی چه؟
بعد از اینکه اندازه فاصله را مشخص کردیم، باید جهت حرکت نتها را هم پیدا کنیم.
فرض کنید نتهای زیر را داریم:
دو → ر
نت دوم یعنی «ر»، از «دو» زیرتر است.
در نتیجه حرکت به سمت صدای زیرتر یا بالاتر داشتهایم.
پس میگوییم این یک:
فاصله دومِ بالارونده
است.
اما اگر نتها به شکل زیر باشند:
ر → دو
صدای دوم نسبت به صدای اول بمتر شده است.
بنابراین حرکت:
پایینرونده
است.
در نتیجه، برای هر فاصله میتوانیم دو ویژگی را جداگانه مشخص کنیم:
اندازه فاصله + جهت حرکت
مثلاً:
دوم + بالارونده
دوم + پایینرونده
سوم + بالارونده
سوم + پایینرونده
این تفکیک بسیار مهم است، چون «دوم بودن» و «بالارونده بودن» یک چیز نیستند.
یک روش ساده برای حل تمرین
برای حل تمرینهای این صفحه بهتر است همیشه با یک ترتیب مشخص جلو برویم.
مرحله اول: نتها را بشناسید
اول نام هر دو نت را مشخص کنید.
مثلاً:
ر → می
مرحله دوم: فاصله را بشمارید
ر = ۱
می = ۲
پس فاصله دوم است.
مرحله سوم: جهت حرکت را پیدا کنید
اگر می از ر زیرتر باشد، حرکت بالارونده است.
پس نتیجه میشود:
دوم بالارونده
این روش را برای تمام زوجهای نت میتوان تکرار کرد.
چند مثال مهم
مثال اول: دو به ر
نت ر نسبت به دو به سمت صدای زیرتر حرکت میکند.
پس:
دو → ر = فاصله دوم بالارونده
مثال دوم: می به دو
از می به دو حرکت کردهایم.
از می میشماریم:
می = ۱
فا = ۲
سل = ۳
بنابراین فاصله، سوم است.
از طرف دیگر، دو نسبت به می بمتر است.
پس:
می → دو = فاصله سوم پایینرونده
مثال سوم: ر به می
ر = ۱
می = ۲
فاصله دوم است و چون می زیرتر از ر قرار دارد:
ر → می = دوم بالارونده
مثال چهارم: فا به ر
فا = ۱
سل = ۲
لا = ۳...
البته در شمارش فاصله باید مسیر واقعی نتها را با دقت دنبال کنیم. نکته اصلی این است که ابتدا نام نتها را درست بخوانیم و بعد فاصله را با شمارش درجهها مشخص کنیم.
در تمرینهای مبتدی، همین دقت در نامگذاری نتها بخش مهمی از فرایند یادگیری است.
اگر دو نت مثل هم باشند چه میشود؟
این قسمت یکی از نکات مهم تمرین است.
مثلاً:
فا → فا
هر دو نت دقیقاً یکسان هستند.
در این حالت نمیتوانیم بگوییم نت دوم به سمت بالا یا پایین حرکت کرده است؛ چون هیچ تغییری در زیر و بمی صدا رخ نداده است.
از طرف دیگر:
فا = ۱
فا = ۱
پس با یک فاصله اول یا همصدا (Unison) روبهرو هستیم.
برای اینکه این مفهوم برای هنرجوی مبتدی سادهتر شود، میتوان اینطور به آن نگاه کرد:
از یک «فا» تا «فا» چند نام نت داریم؟
فقط یک فا.
بنابراین فاصله اول است.
همین حالت ممکن است برای هر نت دیگری هم اتفاق بیفتد:
دو → دو
ر → ر
می → می
فا → فا
در تمام این نمونهها، با فاصله اول یا همصدا روبهرو هستیم.
چرا تشخیص جهت حرکت ملودی مهم است؟
ممکن است در نگاه اول تصور کنیم دانستن اینکه یک فاصله دوم است یا سوم، کافی است.
اما در خواندن موسیقی، جهت حرکت نیز اهمیت زیادی دارد.
وقتی ملودی را روی پنج خط حامل میخوانیم، باید بتوانیم حرکت نتها را در ذهن خود ببینیم و بشنویم.
مثلاً:
دو → ر → می
حرکت تدریجی به سمت بالا داریم.
اما:
می → ر → دو
همان نتها در جهت مخالف حرکت میکنند.
پس حتی اگر بعضی نتهای استفادهشده یکسان باشند، جهت حرکت ملودی میتواند کاملاً متفاوت باشد.
تمرین این مهارت به مرور باعث میشود خواندن الگوهای ملودیک برای هنرجو طبیعیتر شود.
نقش گوش در تشخیص فاصلهها
یکی از نکات مهم این تمرینها این است که نباید فاصله را فقط روی کاغذ تشخیص دهیم.
در حالت ایدهآل، هنرجو باید به تدریج بتواند ارتباط میان سه چیز را برقرار کند:
نت روی کاغذ → حرکت روی ساز → صدای شنیدهشده
مثلاً وقتی «دو» و «ر» را پشت سر هم میشنویم، باید بتوانیم:
شکل نتها را روی حامل ببینیم.
فاصله آنها را تشخیص دهیم.
حرکت آنها به سمت بالا را بشنویم.
این ارتباط میان دیدن، اجرا کردن و شنیدن، یکی از اهداف مهم آموزش موسیقی است.
اگر کلید فا داشته باشیم چه؟
در بخش بعدی تمرین، وجود کلید فا باعث میشود تمرین فقط درباره فاصلهها نباشد؛ بلکه مهارت تشخیص نتها در کلید دیگر را نیز تقویت کند.
برای یک هنرجوی مبتدی، این موضوع اهمیت زیادی دارد.
چون ممکن است هنرجو فاصله دوم و سوم را به خوبی بداند، اما وقتی نتها در کلید فا نوشته میشوند، در تشخیص خود نتها دچار مشکل شود.
بنابراین بهتر است مراحل زیر را از هم جدا کنیم:
ابتدا نام نتها را تشخیص دهیم.
بعد فاصله را پیدا کنیم.
سپس جهت حرکت را مشخص کنیم.
این روش، خطاهای ذهنی را کمتر میکند.
یک نکته مهم درباره شمردن فاصلهها
یکی از اشتباهات رایج این است که هنرجو فقط به تعداد فاصله فیزیکی بین دو نت نگاه میکند.
در حالی که در نامگذاری فاصلههای پایه، خود نت شروع نیز در شمارش قرار میگیرد.
مثلاً:
دو تا ر:
دو = ۱
ر = ۲
پس دوم است.
اما:
دو تا می:
دو = ۱
ر = ۲
می = ۳
پس سوم است.
این موضوع در ابتدا شاید کمی عجیب باشد، اما با چند تمرین خیلی سریع طبیعی میشود.
این تمرین چه مهارتهایی را تقویت میکند؟
تمرین فواصل دوم و سوم فقط یک تمرین ساده تئوری نیست.
هنرجو در جریان این تمرین چند مهارت را همزمان تمرین میکند:
نتخوانی:
تشخیص سریع نام نتها روی حامل.
تشخیص فاصله:
درک رابطه میان دو نت.
درک جهت ملودی:
تشخیص حرکت بالارونده یا پایینرونده.
گوش موسیقایی:
ارتباط دادن چیزی که روی کاغذ دیده میشود با صدایی که شنیده میشود.
آمادگی برای خواندن ملودی:
تشخیص الگوهای حرکتی به جای نگاه کردن جداگانه به هر نت.
این موضوع با رویکرد کلی کتابهای اصلی Alfred's Basic Piano Course هم هماهنگ است. Alfred Music توضیح میدهد که این دوره از تشخیص فاصلههای دوم، سوم، چهارم و پنجم به عنوان یکی از راههای آموزش سریعتر خواندن موسیقی استفاده میکند.
درباره کتاب Alfred's Basic Piano Library
تمرینی که در این جلسه بررسی میکنیم بخشی از رویکرد آموزشی مجموعه Alfred's Basic Piano Library است؛ مجموعهای که برای آموزش پیانو به هنرجویان مبتدی طراحی شده است.
نسخههای اصلی این مجموعه با نام Willard A. Palmer، Morton Manus و Amanda Vick Lethco منتشر شدهاند.
این مجموعه فقط یک کتاب درس ندارد و در کنار Lesson Book، کتابهای تئوری، تکنیک، رپرتوار و منابع مکمل دیگری نیز دارد.
نکته جالب درباره این روش آن است که آموزش نتخوانی صرفاً با حفظ کردن نام تکتک نتها پیش نمیرود، بلکه رابطه بین نتها و الگوهای فاصلهای نیز از همان مراحل ابتدایی مورد توجه قرار میگیرد. خود Alfred Music نیز تشخیص فاصلهها را یکی از ویژگیهای اصلی این دوره معرفی میکند.
آیا این تمرین یک قطعه موسیقی است؟
در اینجا یک تفکیک مهم وجود دارد.
تمرینی که در این جلسه بررسی میکنیم، یک قطعه مستقل با داستان یا زمینه تاریخی مشخص نیست؛ بلکه یک تمرین آموزشی برای تقویت نتخوانی و درک فاصلههاست.
بنابراین درباره آن نمیتوان مانند یک قطعه مشهور کلاسیک، درباره آهنگساز، تاریخ ساخت یا زمینه اجتماعی اثر صحبت کرد.
اما خود کتاب و شیوه آموزشی آن نکته جالبی دارند: این متد از ابتدا تلاش میکند نتخوانی را از حالت حفظکردنی خارج کرده و هنرجو را با الگوهایی مثل فاصلهها، حرکت ملودی و روابط میان نتها آشنا کند.
به همین دلیل چنین تمرین سادهای میتواند پایهای برای خواندن ملودیهای پیچیدهتر در مراحل بعدی باشد.
جمعبندی
برای حل تمرینهای فواصل ملودیک، لازم نیست همه چیز را یکجا حفظ کنیم.
کافی است همیشه این سه سؤال را به ترتیب از خودمان بپرسیم:
۱. نت اول چیست؟
۲. نت دوم چه فاصلهای با آن دارد؟
۳. حرکت به سمت بالا است یا پایین؟
برای مثال:
دو → ر
دوم بالارونده
می → دو
سوم پایینرونده
فا → فا
فاصله اول یا همصدا
با تکرار این روش، تشخیص فاصلهها به تدریج سریعتر و طبیعیتر میشود و هنرجو میتواند به جای تمرکز صرف بر تکتک نتها، الگوهای حرکتی ملودی را هم ببیند و بشنود.
* هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.