تاریخچه گرم کردن انگشتان ، سرگذشتی هست که نمی‌دانید!

55 بازدید زمان مطالعه: 5 دقیقه مدت ویدئو: 00:14:52
چکیده مقاله

اگر فکر میکنید بحث گرم کردن دست، اختراع جدیدی است، سخت در اشتباهید. به عصر کلاویه‌های اولیه، مثل هارپسیکورد و کلاویکورد برگردیم. آن سازهای لطیف، نیازی به قدرت بدنیِ پیانوهای امروزی نداشتند. نوازنده‌های آن دوره، که اغلب آهنگساز هم بودند، گرم کردن را نه با تمرین‌های فیزیکی، که با نواختن ملودی‌های آرام و زینت‌ها شروع می‌کردند.

آن‌ها ناخودآگاه اصلی‌ترین قانون را اجرا می‌کردند: گرم کردن، بیدار کردن ذهن و عصب‌هاست، پیش از به کار گرفتن عضلات. در آن زمان، تکنیکِ اولیه، حول محور چابکی و استقلال انگشتان می‌چرخید. اگر روزی قطعه‌ای از باخ را می‌نواختید، خود آن قطعه، حکم نرمش صبحگاهی را داشت.

انقلاب چکشی: وقتی قدرت وارد میدان شد

انقلاب چکشی: وقتی قدرت وارد میدان شد
با ورود پیانوفورته (پیانوی چکشی) و نبوغ آهنگساز-پیانیست‌هایی مثل بتهوون و بعدها لیست، همه‌چیز منفجر شد. کنسرت‌ها به سالن‌های بزرگ‌تر رفتند، سازها سنگین‌تر شدند و ناگهان «قدرت» به یک فاکتور حیاتی تبدیل گشت. اینجا بود که گرم کردن دیگر یک انتخاب نبود؛ یک ضرورت جسمانی شد. شاگردان لیست و گروهی که پس از او آمدند، تمرین‌های تکراری و طاقت‌فرسا را رواج دادند. ایدهٔ رایج این بود: «آن‌قدر انگشتانت را بلند بزن تا خسته و سپس قوی شوند.» نکتهٔ آموزشی: این دوره، عصر ظهور تمرین‌های مرسومی مثل «هانون» است. اما اشتباه رایجی که از همان زمان به ارث بردیم، تمرکز صِرف بر روی انگشتان و فراموشی کل بدن بود. شاگردان من اغلب می‌پرسند چند ساعت هانون بزنند؟ پاسخ من این است: یک دقیقه با آگاهی، بهتر از یک ساعت با ذهن خاموش.

آناتومی نوازندگی: چرا «دیگر» مثل قدیمی‌ها تمرین نمی‌کنیم؟

اینجا جایی است که علم به داد موسیقی رسید. فهمیدیم که انگشتان که هیچ عضلهٔ بزرگی ندارند! قدرت آن‌ها از ساعد می‌آید و تاندون‌ها هستند که مثل طناب‌های یک عروسک خیمه‌شب‌بازی عمل می‌کنند. فاجعهٔ بزرگ نوازندگان قرن نوزدهم و بیستم، آسیب‌های مکرر ناشی از فشار بیش از حد بر تاندون‌ها بود، چون کسی به آن‌ها نگفته بود بدن یک سیستم یکپارچه است. نکتهٔ آموزشی: گرم کردن مدرن، یعنی بیدار کردن زنجیرهٔ حرکتی. از عضلات پشت و شانه شروع می‌شود، به بازو می‌رسد، از مچ می‌گذرد و در نهایت، نوک انگشتان را سرحال می‌آورد. دیگر کسی نیست که بگوید یک سکه پشت دستت بگذار و فقط انگشتان را تکان بده! این کار مثل این است که یک یوزپلنگ را فقط برای تکان دادن دمش تمرین دهید.

تاج و تخت شما: چگونه بنشینیم تا آزادانه پرواز کنیم؟

و اما می‌رسیم به اساسی‌ترین بحث؛ نشستن. بارها دیده‌ام شاگردی تکنیک عالی دارد اما نمی‌تواند یک فورت قدرتمند یا یک پیانیسیموی مخملی اجرا کند. ریشهٔ مشکل کجاست؟ در مبلمان! شما رهبر ارکستر هستید و پیانو، ارکستر شماست. نمی‌توانید خمیده و بی‌مسئولیت روی سکوی رهبری بایستید. اصول نشستن من برای شما، خلاصه و مفید: ارتفاع: نشیمن‌گاه باید طوری باشد که ساعدهایتان در حالت نواختن، موازی با زمین یا کمی متمایل به سمت کلاویه‌ها باشند. هرگز از بالا به کلاویه‌ها حمله نکنید. عمق: فقط روی نیمهٔ جلویی صندلی بنشینید. این کار به شما آزادی چرخش بالاتنه را می‌دهد. ران‌هایتان شیب ملایمی به سمت پاها داشته باشند. فاصله: به اندازه‌ای از پیانو دور باشید که آرنج‌هایتان کمی جلوتر از بدن قرار بگیرند. وقتی دست‌ها را روی کلاویه می‌گذارید، آرنج‌ها باید زاویه‌ای بازتر از ۹۰ درجه داشته باشند، انگار می‌خواهید کسی را در آغوش بگیرید. نکتهٔ آموزشی: پاهایتان باید کاملاً روی زمین یا زیرپایی محکم باشند و ستون فقرات را حمایت کنند. این نقطهٔ اتکای شماست. قدرتی که برای یک اکتاو رعدآسا نیاز دارید، از کف پا شروع می‌شود، از ستون فقرات صعود می‌کند و به نوک انگشتانتان می‌رسد.

پروتکل گرم کردن بیست‌دقیقه‌ایِ قرن بیست و یکم

حالا که تاریخ و آناتومی را فهمیدیم، بیایید پشت پیانو بنشینیم. فرض می‌کنم تاج و تخت خود را تنظیم کرده‌اید. این روتین را به شاگردانم می‌دهم، نه برای قوی کردن بی‌منطق عضلات، که برای برقراری دیالوگ میان ذهن و بدن: فاز اول: بیداری جسم (دور از کلاویه - ۳ دقیقه) شانه‌هایتان را تا گوش‌ها بالا بدهید و ناگهان رها کنید. گردنتان را به‌آرامی بچرخانید. مچ‌ها را در تمام جهات بچرخانید. دست‌ها را مشت کرده و باز کنید. هدف این نیست که عرق کنید، هدف این است که به بدنتان بگویید: «وقتشه، بیا با هم یک ساز بزنیم.» فاز دوم: تنفس پیانو (روی کلاویه - ۷ دقیقه) یک آکورد ساده و خوش‌صدا (مثلاً دو ماژور) را در رجیستر میانی بگیرید. با انگشتان کاملاً نرم (نوک انگشتان خوابیده)، کلاویه‌ها را تا نیمه فشار دهید، صدا ندهد. مثل گربه‌ای که بالشتک پنجه‌هایش را باز و بسته می‌کند، وزن دست را روی کلاویه‌های بی‌صدا جابه‌جا کنید. این تمرین وزن لمسی شما را بدون تنش فعال می‌کند. فاز سوم: بازی با صدا (۱۰ دقیقه) از یک قطعه آرام مثل پرلود شماره ۱ دو ماژور باخ شروع کنید. نه برای اجرا، که برای شنیدن. هر نُت را مثل یک قطره آب تصور کنید. تمرکزتان روی درک فشار انگشت، رها شدن مچ پس از هر نُت و انتقال وزن روان از یک انگشت به انگشت دیگر باشد. به جای فکر کردن به انگشت ۱، ۲، ۳، به جریان انرژی از بازو به نوک انگشتان فکر کنید.

حرف آخر: این راز در لحظه‌ی آغاز است

عزیز من، گرم کردن فقط مخصوص انگشتان نیست؛ گرم کردنِ ذهن و روان برای مواجهه با موسیقی است. این دقایقِ آغازین، خصوصی‌ترین و مقدس‌ترین لحظات یک پیانیست با سازش است. لحظاتی که در آن نه منتقدی هست، نه شاگردی و نه استادی. فقط شما هستید و جعبهٔ جادویی‌ای که زیر انگشتانتان زنده می‌شود. هدف نهایی تمام تکنیک‌هایی که گفتم، از تمرین‌های باخ تا تحلیل آناتومی مدرن، رسیدن به یک نقطه است: رهایی. رهایی‌ای که در آن، بدن ناپدید می‌شود و آنچه می‌ماند، تنها خودِ موسیقی است. پس دفعهٔ بعد که پشت پیانو نشستید، لحظه‌ای چشم‌هایتان را ببندید، نفس عمیقی بکشید، و فقط یک نُت را آن‌قدر عاشقانه بنوازید که انگار برای اولین و آخرین بار است که صدایش می‌کنید. همین. گرم کردنتان تمام است.

دیدگاه‌ها و امتیازات

به این مقاله امتیاز دهید

4.0 از 1 نفر


دیدگاه خود ارسال کنید

برای ثبت دیدگاه وارد شوید

* هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.